چگونه موسیقی بسازیم

ساختن آهنگ فرايند پيچيده اي است. براي ساختن يک آهنگ، الهام گرفتن از هر چيز، تفکر خلاق داشتن، ايده هاي خلاقانه را به موسيقي تبديل کردن و تبديل اين ايده ها به موسيقي کارهايي هستند که در اين بين بايد انجام پذيرند.
براي کساني که در شروع کار هستند، حالت روحي مهمترين عاملي است که آهنگ را تحت تاثير قرار مي دهد. اگر فرد خشمگين، شاد يا ناراحت باشد، آهنگ ساخته شده او، اين حالت را بازتاب خواهد داد. اوقات مختلف روز و فصل هاي مختلف، آهنگسازي را تحت تاثير قرار مي دهند و همچنين احساسات و هيجان و هرگونه تنشي که ممکن است در زندگي شما باشد. عامل هايي که در زمان هاي مختلف آهنگسازي متاثر از آنهاست، بسيارند و اين عوامل بيان مي دارند که فرد در کدام حالت روحي قرار دارد. در ادامه برخي از اين عوامل بيان مي شود.

رنگ ها
اگر آهنگساز مي خواهد آهنگي بسازد که حالت خاصي را بيان کند بايد رنگ متناسب با اين حالت را تجسم کند. به طور مثال رنگ نارنجي نماد انرژي و حرکت است. پس از مدتي، فرد مي آموزد حالت روحي خود را به سويي متمايل کند که بتواند آهنگي بسازد که بيانگر تفکرات ذهني او باشد.
ساختن آهنگ فرايند پيچيده اي است. براي ساختن يک آهنگ، الهام گرفتن از هر چيز، تفکر خلاق داشتن، ايده هاي خلاقانه را به موسيقي تبديل کردن و تبديل اين ايده ها به موسيقي کارهايي هستند که در اين بين بايد انجام پذيرند.
براي کساني که در شروع کار هستند، حالت روحي مهمترين عاملي است که آهنگ را تحت تاثير قرار مي دهد. اگر فرد خشمگين، شاد يا ناراحت باشد، آهنگ ساخته شده او، اين حالت را بازتاب خواهد داد. اوقات مختلف روز و فصل هاي مختلف، آهنگسازي را تحت تاثير قرار مي دهند و همچنين احساسات و هيجان و هرگونه تنشي که ممکن است در زندگي شما باشد. عامل هايي که در زمان هاي مختلف آهنگسازي متاثر از آنهاست، بسيارند و اين عوامل بيان مي دارند که فرد در کدام حالت روحي قرار دارد. در ادامه برخي از اين عوامل بيان مي شود.

رنگ ها

اگر آهنگساز مي خواهد آهنگي بسازد که حالت خاصي را بيان کند بايد رنگ متناسب با اين حالت را تجسم کند. به طور مثال رنگ نارنجي نماد انرژي و حرکت است. پس از مدتي، فرد مي آموزد حالت روحي خود را به سويي متمايل کند که بتواند آهنگي بسازد که بيانگر تفکرات ذهني او باشد.

شخصيت

مي دانيم که بازيگرها در حين ايفاي نقش خود بايد به درون نقش بروند. حس کردن حالت هاي مختلف و رفتارهاي متفاوت به بازيگر کمک مي کند که هنگام اجراي نقش همانند شخصيت مورد نظر زندگي کند. اگر فردي آهنگي براي يک شخصيت خاص مي نويسد به اين معني است که وي را از طريق صدا و نوا توصيف مي کند. اگر آهنگساز هم فرايند مشابهي را همانند يک بازيگر دنبال کند، جزئيات پنهاني را که کمک به واقعي تر شدن آهنگ مي کند از هم مي شکافد و آهنگ دقيق تر و پرمعني خواهد بود.

طبيعت
بسياري از الهامات و نوگرايي ها از طبيعت حاصل مي شود؛ از پرنده هايي که به واسطه آواز با هم ارتباط برقرار مي کنند تا صداي خش خش برگ ها در اثر وزش باد.

بهره گيري از طبيعت راه فوق العاده اي براي براي شروع آهنگسازي است؛ تلاش براي رقابت با طبيعت روشي عالي براي ترکيب طبيعت و شخصيت است، براي مثال دراميختن با طبيعت در قالب يک نوا يا تم مشخص براي بيان يک معناي روحاني مانند آواز پرندگان.

خاطرات
يک منبع عالي ديگر در عرصه آهنگسازي خاطرات فرد است. هيجان زيادي از طريق خاطرات وارد آهنگ مي شود. چند دقيقه اي را بر روي گذشته تمرکز کنيد. سعي کنيد که خاطرات خود را با جزئيات کامل تصور کنيد. صداها، رايحه، رنگ ها و آب و هوا و هر موضوعي که تصور زيبايي به شما مي دهد براي ساختن آهنگ مناسب است. آهنگسازي و تنظيم
اين موارد تنها تعدادي از منابع هستند که مي توان از آنها الهام گرفت. آهنگساز تخيل خود را به کار مي گيرد که پاياني ندارد.
مطلب بعدي که براي ساختن آهنگ مورد بررسي قرار مي گيرد، تئوري موسيقي است. آخرين موردي که فرد مي خواهد برايش پيش آيد، اينست که تمام اين ايده هاي خلاق را براي آهنگسازي داشته باشيد، اما کمبود دانش موسيقي شما مانع اين امر شود. يک بازيکن راگبي مي تواند پاس دادن خود را بهبود بخشد، اما اگر قوانين بازي را نداند، قادر نخواهد بود به خوبي بازي کند. همچنين آهنگسازي به طور کامل در قيد و بند قوانين موسيقي نيست، اما براي ساختن آهنگ بايد تئوري موسيقي را دانست. همانطور که يک شاعر بايد به زبان خود مسلط باشد تا بتواند شعر بسرايد.

چند مورد از موارد کليدي که فرد بايد بداند و مرتبا دانش خود را در اين زمينه بالاتر ببرد، عبارتند از:

يک. Staff (شناخت خطوط حامل يا خط سازهاي کوبه اي)، Bar Lines (خط ميزان)، Clefs (کليدها مانند کليد سل، کليد فا، کليد دو)، Time Signatures (عدد هاي کسر ميزان مانند 2/4، 6/8 و...)

دو. Note Values ديرند (ارزش زماني نت ها مانند زمان نت سفيد، سياه، چنگ و...)، Rests (سکوت ها)، Phrasing جمله بندي (از نظر تاکيد بر روي کلمه خاصي در جمله براي بيان منظور خاصي)، Rhythm وزن

سه. Articulation جمله بندي و نوع بيان موسيقي با توجه به تکنيک هاي سازي (با توجه به امکاناتي که هر يک از سازها دارند)، Instrument Specific Techniques تکنيک هاي ويژه هر ساز مثل: Pizzicato [پي تزي کاتو] پيتزيکاتو (تکنيک به ارتعاش درآوردن سيم هاي سازهاي زهي مانند ويولن، بدون استفاده از آرشه و با کمک انگشت) و يا Con Sordino کن سوردينو (اجرا با استفاده از سوردين يا صدا خفه کن يا صدا کم کن)
چهار. Key Signature علامت هاي تغيير دهنده ( مانند بمل، ديز، بکار)، Circle of Fifths (جمله پنج تايي)، Accidenti (ناگهان يا ناگهاني روبرو شدن با علامت هاي تغيير دهنده)، Cadense (آهنگ و وزن، افول يا همان پايان دادن)
پنج. Major (گام ماژور)،Minor (گام مينور)، Diminished (گام کاسته)، Pentatonic (گام پنج صدايي)، Diatonic Scales (گام دياتونيک)

شش. Modes (مدها)
هفت. Chords (آکوردها)، Extension (گسترش دادن يا بسط دادن گام)، Inversions (فاصله معکوس)، Sequence [سکو انس] سکونس (مرتب کردن يا همان هماهنگ کردن صداها، Arpeggios آرپژها (نواختن به ترتيب نت هاي يک آکورد پشت سر هم از بالا به پايين يا از پايين به بالا)
هشت. Instrument Ranges محدوده صدايي ساز (محدوده ساز که مي تواند چه نت هايي را اجرا کند)، Timbers of each instrument [تمبر] تمبر صدايي هر ساز (آنچه باعث تفاوت در طعم و لحن صداي دو ساز مي شود)، Difficult Areas of an Instrument سختي نواختن هر ساز از لحاظ چگونگي نوشتن نت و تفاوتش با سازهاي ديگر (مثلا تفاوت نوشتن نت براي ساز کلارينت با ساز ترومبون)

البته ضروري نيست که آهنگساز تازه کار از تمام اين موارد اطلاع داشته باشد، اما عدم اطلاع کافي فرد به اين معني است که خلاقيت وي در صورت کمبود ابزار براي ابراز آن تضعيف خواهد شد. آهنگسازان جوان بايد از کتاب هاي تئوري موسيقي استفاده کنند. مطالعه دقيق اين کتاب ها، يادداشت برداري از نکات مهم و انتقال آنها بر روي کارت هاي فلش (کارت هاي کوچک يادداشت)، استفاده از برگه هاي امتحاني سال هاي گذشته تئوري موسيقي براي خودآزمايي و سنجش دانش و سپس کار بر روي موارد ضعيف تر، استفاده از CD هاي مناسب براي تشخيص وزن و آهنگ و صوت هاي حاصل از ترکيب نت ها، همه مواردي هستند که در افزايش دانش موسيقي موثرند.

بالاخره آخرين توصيه در اين مقاله، پويا نگه داشتن مقوله آهنگسازي است.
هدفتان اين باشد که هر روز حتي يک قطعه کوتاه بسازيد، شايد قبل از خواب بتوانيد انعکاس وقايع آن روز را در قالب آهنگ درآوريد. ساخته هاي خود را با هم ترکيب کنيد. براي ارکسترهاي مختلف آهنگسازي کنيد. آهنگسازي چالشي است که اگر آن را پويا نگه داريد، تبديل به مزيتي عالي خواهد شد و شما نمي دانيد که ممکن است در اين حين، شاهکاري بي نظير خلق کنيد.
هنر موسيقي