موضوع ایران شناسی در سطح رسانه ها و نشریات آلمانی

متاسفانه به رغم وجود اين حجم انبوه تحقيقات علمي و مقالات که زمينه هاي گوناگون پژوهش هاي ايران شناختي را دربرمي گيرد، تاکنون نشريه يا مجله اي اختصاصي - علمي که صرفا به انتشار و معرفي چنين آثاري بپردازد، وجود نداشته است؛ براي مثال مجله اي نظير Abstracta Iranica (چکيده هاي ايراني به زبان فرانسه). موضوع وسيع و بالقوه مستقلي همچون پژوهش هاي ايران شناختي در آلمان ذيل موضوعات کلي ديگري چون «شرق شناسي»، «مطالعات خاورميانه»، «مطالعات هند و ايراني»، «اسلام شناسي» يا «آسيا شناسي» قرار دارد. البته موسسه باستان شناسي آلمان مجله اي به نام «گزارش هاي باستان شناختي از ايران» منتشر مي کند که مقالات آن بيشتر به ايران دوره اسلامي اختصاص دارد.

چند سال پيش از اين، «مرکز نشر دانشگاهي» در ايران به انتشار مجله اي به زبان آلماني اقدام کرد که بيشتر به بررسي هاي کلاسيک در زمينه تحقيقات ايران شناسي اختصاص داشت و مقاله هايي نيز از تني چند از استادان ايران شناس و شرق شناس دانشگاه هاي آلمان در آن منتشر مي شد. اين مجله که با عنوان «پژوهش هاي ايران شناختي» سالانه دو بار منتشر مي شد، عمر چنداني نداشت و پس از شش شماره (آخرين شماره پاييز 1383)، با تغييراتي که در مديريت «مرکز نشر دانشگاهي» به وجود آمد، ظاهرا انتشار آن متوقف شد يا حداقل به حالت تعليق درآمد.

? وضعيت امروز کرسي هاي ايران شناسي در دانشگاه هاي آلمان چگونه است؟

در دو سه دهه اخير، يا دقيق تر بگويم، رشته ايران شناسي و کرسي ايران شناسي در دانشگاه هاي سرزمين هاي آلماني زبان به تدريج رو به افول گذاشت و در مواردي مشخصا رشته ترک شناسي جاي آن را گرفت. علت اين سير افولي و غيبت ناگهاني مطالعات ايران شناسي در دانشگاه ها و موسسه هاي علمي غرب را مي توان به اختصار در عدم توجه مسوولان فرهنگي دانست. متاسفانه هم توجه مسوولان فرهنگي قبل از انقلاب و بزرگنمايي در مورد تاريخ و تمدن دوران پيش از اسلام و هم بي توجهي و بي اعتنايي کنوني، خالي از شائبه هاي سياسي نيست. البته پيداست که پويايي و گسترش رشته هايي چون ايران شناسي، ترک شناسي، هندشناسي يا مطالعات باستان شناسي در کشورهايي نظير ايران، مصر، عراق و جز اينها، به ياري و پشتيباني «سرزمين مادر» نيازمند است و بدون مراوده هاي فرهنگي و علمي و بدون امکان تحقيقات ميداني، عملا پيشرفتي نخواهد داشت.

در گذشته مطالعات ايران شناسي نه فقط در دانشگاه هاي کشورهاي آلماني زبان، بلکه در دانشگاه هاي اروپا و آمريکاي شمالي، گسترش و پيشرفت چشمگيري داشت. از آن جمله در دوره اي که دکتر علي اکبر سياسي در دانشگاه تهران با اعطاي بورس به دانشجويان خارجي، آنان را به تحصيل در دانشگاه تهران و رشته زبان و ادبيات فارسي تشويق مي کرد. بي ترديد اين اقدام و سرمايه گذاري در گسترش زبان فارسي به عنوان پايه اصلي ايران شناسي در جهان بي تاثير نبود. هم اکنون کم نيستند استادان خارجي زبان فارسي در گوشه و کنار جهان که دکتري خود را در همين دوره کسب کردند.