موسیقی درمانگر چه باید بداند و چه انجام دهد؟

 

* درمانگر بايد کودک را از نظر هوشي، عاطفي، حسي، هيجاني، علاقه به موسيقي، روابط اجتماعي و انگيزه سطح همکاري خانواده را ارزيابي کند.

 

* درمانگر بايد تشخيص دهد آيا کودک مورد مناسبي براي موسيقي درماني هست يا نه؟ زيرا اين روش بر همه کودکان اثر يکسان ندارد و نمي توان يک تجويز عمومي براي همه آن ها ارائه داد.

 

* درمانگر بايد فعاليت هاي موزون موسيقي را براساس نياز کودک و هدف کار خود مشخص کند. مثلا اگر کودک نياز به برقراري روابط اجتماعي با ديگران دارد، موسيقي بايد در بازي، فعاليت هاي گروهي و نواختن سازها به کار گرفته شود.

 

* اگر تماس چشمي کودک ضعف است، به وسيله کف زدن نزديک چشم يا تمرکز بر روي آلات موسيقي بايد تمرين شود و اگر کودک گفتاري نظير جيغ زدن، فرياد کشيدن و زمزمه کردن دارد. بايد صداها و آوازهاي موسيقي با صامت ها و مصوت ها، غان و غون هاي تصنعي و صداهايي شبيه به اين ها که مبهم باشند و نيز از طريق سخناني مفهوم به او نزديک شود.

 

* درمانگر بايد عضو فعال و علاقه مند جلسه آموزش موسيقي به کودکان درماني باشد، به نحوي که کودک خود را از نظر رواني به او نزديک احساس کند، نه اينکه درمانگر را عضو جداي جلسه تصور کند.

 

* درمانگر بايد تمام فعاليت ها و نوع واکنش ها و پاسخ هاي کودک را ثبت کند.

 

* درمانگر بايد تماس فيزيکي از نوع مادرانه يا کودک داشته باشد. گذاشتن کودک روي پاها، خواندن لالايي، نواختن موسيقي و تکان دادن آرام کودک به او نوعي احساس ايمني و هيجان مثبت مي دهد. همچنين بازي هايي از طريق تماس دست ها مفيد است.

 

* درمانگر بايد بداند به اصول تغيير رفتار آگاه باشد تا از روش هاي تقويت رفتار استفاده کند.

 

* درمانگر بايد بداند که هدف پيشرفت مهارت هاي موسيقي کودک نيست، بلکه از موسيقي در جهت بهبود کارکردهاي جسمي، رواني، واکنش هاي عاطفي، اجتماعي و رشد توانايي هاي حرکتي، ارتباطي کودک استفاده مي شود.

 

* برخي از کودکان به دليل اختلالات حسي که در حوزه شنيداري دارند، از شنيدن آوازها اجتناب مي کنند. اين کودکان بايد ابتدا درمان هاي مربوط به يکپارچه سازي حسي را در حوزه اختلالات شنيداري دريافت کرده و سپس وارد موسيقي درماني شوند.

 

* درمانگر بايد کودک را آزاد بگذارد تا براساس علاقه، کنجکاوي به وسايل موسيقي نزديک شود و بايد طوري رفتار کند که مزاحم کودک نباشد تا کودک به محيط اطمينان پيدا کند. درمانگر در برقراري ارتباط با کودک نبايد شتاب کند.

 

* درمانگر بايد در کنار کودک وانمود کند که به کار خود مشغول است، اما واکنش هاي کودک را نسبت به هر ساز يا صدايي ارزيابي کند. درمانگر بايد به خاطر داشته باشد اين کودکان براساس عادت به گوش نکردن و عدم توجه به محرک هاي پيرامون ممکن است علامت از گوش دادن نشان ندهند.

 

* بعد از اينکه درمانگر به علاقه کودک در زمينه آهنگ هاي گوناگون پي برد، بايد سعي کند از آن ها براي ايجاد گوش کردن در کودک و بروز واکنش هاي عاطفي و شناختن درد کمک بگيرد. خواندن لالايي و ترانه آهنگين براي ايجاد رابطه کودک با درمانگر و نيز براي گوش دادن موثر است. اين موارد باعث ايجاد صداهايي در کودک مي شود که اين سرآغاز خوبي براي رشد گفتار محسوب مي شود.

 

* اگر کودک صداسازي کرد درمانگر آن را نبايد بدون پاسخ گذاشته و بايستي سعي کند که شبيه آن را با وسايل موسيقي توليد کند. درمانگر بايد کودک را متوجه صدايي که توليد کرده است، بنمايد. چون اين صداها غيرارادي هستند و کودک به آن ها آگاهي ندارد.

 

* درمانگر بايد از موسيقي همراه کلام استفاده کند، به ويژه بايد ترانه هايي را انتخاب کند که مصوت هاي فراوان داشته باشد.

 

* در همراه کردن موسيقي و کلام، درمانگر بايد از وسايل بازي مثل عروسک استفاده کند. اسم و فعل بايد در عبارات همراه آواز ترانه شود: مثل: عروسک راه مي ره/ عروسک مي پره.

 

* درمانگر بايد اسم  کودک، اسم اطرافيان و اسامي ديگر را ضمن خواندن و تکرار با موسيقي به کودک آموزش دهد.

 

* درمانگر براي آشنا کردن کودک با هندسه فضايي اتاق و جهات مختلف، بايد در هر گوشه اتاق يک ساز بگذارد.

 

* درمانگر بايد از ترانه ها و شعرهاي کوتاه همراه تصوير استفاده کند. يادگيري به کمک تصوير روش موثري براي کودکان است و باعث مي شود تا آن ها به تدريج با دنياي غير از درون خود آشنا شوند.

 

* درمانگر مي تواند عروسک را داخل پارچه بگذارد و مثل گهواره تکان دهد و لالايي بخواند و بدين طريق آرام آرام کودک ديگري را وارد بازي مي کند. زيرا کودکان بايد در کنار گروه فعاليت کنند.

 

* درمانگر روي زمين دايره بکشد و به کودک يک ساز بدهد و همراه کودک ضمن نواختن قدم هاي آرامي روي دايره بردارد.

 

* درضمن نواختن ساز، پس از اتمام هر قطعه، درمانگر بايد يک حرکت انجام دهد مثلا بنشيند، بچرخد، لي لي کند.

 

* درمانگر بايد براي کودک ترانه هاي ملوديک بخواند، با او پا بکوبد و يا دست بزند.

 

* درمانگر مي تواند دو دستور در نظر بگيرد و با هر دستور موسيقي خاصي را که کودک دوست دارد همراه کند. ضمن شنيدن موسيقي، کودک بايد دستور مورد نظر را انجام دهد. به تدريج مي تواند دستورات را افزايش دهد.

 

* درمانگر بايد ساير تمرينات را متناسب با نياز کودک برنامه ريزي کرده و انجام دهد.

 

 

نتيجه گيري

 

موسيقي درماني بيش از هر تکنيک درماني ديگر با زندگي روزمره آميخته و با نياز و احساس انسان عجين شده است. علت گرايش و علاقه مردم به موسيقي به خاطر طبيعت و فطرت آدمي است. در ساختمان عصبي انسان به طور فطري سه تمايل مهم براي گرايش به دنياي موزون اصوات و موسيقي وجود دارد: شنيدن/ خواندن/ حرکت کردن؛ احساساتي که کاملا ذاتي و خدادادي بوده و سرچشمه الهي دارند!

 

*دکتراي تاريخ هنر و مشاور سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري

منبع: ماهنامه هنر موسيقي