انتخاب موسیقی برای کودکان

  

دنياي کودکان پر از صدا و موسيقي است و در همه جاي جهان کودکان داراي اين قابليت هستند که نسبت به موسيقي واکنش نشان دهند. آنها علاقه فراواني به جستجو در امکانات صوتي هرچيز دارند و از ايجاد صدا از اشيا لذت ميبرند و اگر اين صدا داراي ريتم باشد، ميتواند کاملا آنها را مجذوب کرده و انگيزه موسيقايي آنان را تقويت کند.

 

کودکان از لحظه تولد و حتا قبل از آن با اصوات موجود در محيط اطراف خود خو ميگيرند و بنابر ميزان توانايي خود در توليد و جستجو در آواها و اصوات مختلف، با اين پديده ارتباط برقرار ميکنند. از آنجايي که واکنش نشان دادن به صدا پيشرفته ترين توانايي در نوزادان است، کودک از همان ابتداي تولد بايد از نظر موسيقي تغذيه شود.

 

خواندن ترانه هاي ريتميک ملايم، حس آرامش و امنيت را در نوزاد حساس تقويت ميکند. قرنهاست که لالايي هاي آهنگسازان بزرگ و ملوديهاي جذاب خودانگيخته که به آهستگي زمزمه شود، کودکان را به خوابي آرام فروبرده است. در چنين حالتي، کيفيت صداي خواننده اهميتي ندارد بلکه مهم ارتباطي است که از اين طريق با کودک برقرار ميشود.

 

کودکان در حدود سه سالگي علاقه اي واقعي به هر نوع فعاليت موسيقي نشان ميدهند و اين زمان بسيار مناسبي براي والدين و مربيان است تا در شناخت و درک ساختار موسيقي به کودک کمک کنند. هنگامي که موسيقي به شيوه اي آگاهانه و متناسب با درجه ادراک کودک به وي ارايه شود، بدون شک به شناخت و آگاهي او منجر خواهد شد.

 

در اين سن، کودکان تقريبا در تمام زمان بيداري خود در حال جنب و جوش و فعاليت هستند از راه رفتن و دويدن گرفته تا بالا و پايين پريدن، سر خوردن، جهيدن، تاب خوردن و دست زدن. در بسياري از موارد اين حرکات ميتوانند در سمت نمايشي کردن ترانه ها، داستانهاي کوچک و ساده و قطعات کوچک موزيکال به کار روند. بازيهايي که همراه با موسيقي اجرا ميشوند براي داشتن اوقاتي خوش که همراه موسيقي، فعاليت و سرخوشي است براي کودک و بزرگسال به يک اندازه مفيد و نشاط آور است.

 

ميتوان گفت که کودکان در سنين ? و ? سالگي، در زمينه به وجود آوردن موسيقي بسيار مصر و علاقمند هستند. آنها از هر گروه سني ديگري به خلق موسيقي ميپردازند، با دقت تمام در گوشه و کنار آن به کشف و جستجو ميپردازند و موسيقي محرکي اساسي براي فعاليتهاي آنان به شمار ميرود. هنگامي که کودکان ? و ? ساله اند، براي تجربيات برنامه ريزي شده آمادگي بيشتري دارند و توجه کنيد که بايد تعادل در اين برنامه ريزي رعايت شده باشد. به اين ترتيب که زماني براي شنيدن و شناخت ارزش موسيقي، خواندن، نواختن ساز و ايجاد صدا، ساختن شعر و موسيقي و خلاصه انواع فعاليتهايي که در اين صحنه گسترده قابل اجرا هستند، اختصاص داده شود.

 

 

شنيدن موسيقي کاريست که ميتواند در تمام مراحل فعاليتهاي روزانه  در آموزش موسيقي به کودکان انجام شود. در واقع عادت به شنيدن موسيقي، پايه و اساس تمام تجربيات موسيقايي است. البته در اين سن، کودک به مرحله اي رسيده است که ميتواند مدت کوتاهي بنشيند و با دقت به يک اجراي کوتاه يا يک قطعه کوچک موسيقي ضبط شده گوش فرا دهد. قطعات داستاني مانند “پيتر و گرگ [1]” اثر سرگئي پروکوفيف Sergei Prokofiev ميتواند در چنين اوقاتي استفاده شود. اين داستان به خصوص براي آشنايي با بعضي از سازهاي ارکستر مناسب است.

 

 

يک فعاليت جذاب ديگر براي اين کودکان، شنيدن يک قطعه موسيقي و ساختن داستاني براي آن است. همچنين داستانهايي که با موسيقي پرورانده شده باشند و داراي ريتم و ملودي باشند (در داستانهاي زيباي فارسي، از گفتگوهاي ريتميک بسيار استفاده شده است و لزوما نبايد به دنبال نمونه خارجي آن بود. از جمله کدوي قلقله زن، کک به تنور، عروسک ناز قندي، نمکي و…) چنين بازيهايي ميتواند علاقه کودک به موسيقي را بسيار افزايش دهد.

 

خواندن ترانه شور و شوق فراواني براي کودکان به همراه دارد. اکثر کودکان عاشق آواز خواندن و شنيدن آوازي که براي آنها خوانده شود، هستند. صداي کوچک اين موسيقيدانان ? و ? ساله شايد براي تعقيب بالا و پايينهاي موسيقي يک ترانه چندان قوي نباشد، والدين و مربيان بايد توجه کنند که نبايد بيش از حد توان کودک از او توقع کاري بينقص و خواندن بدون ايراد داشته باشند.

 

توجه کنيد که در اين سن ترانه هايي براي خواندن کودک مناسبند که بين نتهاي “دو” وسط تا “لا” بعد از آن باشند. براي تشويق کودک به خواندن، بايد از ترانه هايي استفاده کنيم که خواندن آن برايش ساده باشد، تعداد اوج و فرودهاي آن اندک باشد و براي نواختن آن به تمام کليدهاي پيانو نياز نباشد. ترانه هايي که از کلمات تکراري، عبارات موزون و الگوهاي ريتميک تکرار شونده برخوردار باشند بسيار مناسبند. از طرفي اين اشعار براي پروش قدرت بيان و توسعه گنجينه لغت کودک نيز بسيار مناسب هستند.

 

اشعار مهدکودکي و ترانه هايي که از طريق شرکت دادن کودک در نوعي بازي و فعاليت مانند دست زدن، پاي کوبي و ضرب گرفتن روي ميز، شناخت موسيقي وي را تقويت ميکنند نيز انتخابهاي مناسبي هستند. هنگامي که کلمات شعر در ذهن کودک باقي ماند، ميتوان براي افزودن به جذابيت آن و شمردن ضرب از يک ساز ساده کوبه اي استفاده کرد که در اين ميان ميتوان به طبل، دايره زنگي، تکه هاي چوب و سنج اشاره نمود.

 

بازيهايي که در طي آن انگشتان، دستها و اعضاي ديگر بدن حرکت ميکنند موجب آگاهي از تواناييهاي جنبشي و همچنين هماهنگ سازي عضلات ميشوند. آهنگها و حرکات ساده و ريتميک متغير کودک را با لايه هاي زيرين ريتم در موسيقي و همچنين با تاکيدها و کشيدگيهاي صوتي آشنا ميکنند. توجه کنيد که هر قصه اي، حتا داستان ساکت و ساکن “موطلايي و سه خرس” هم ميتواند با افزودن صدا، ريتم قدمهاي خرسها وبه شعر تبديل کردن گفتگوها به موضوعي براي ترانه خواني و موسيقي تبديل شود.

 

آنچه از اهميت فوق العاده اي برخوردار است، انتخاب موسيقي مناسب با سن کودک است. ترانه هايي انتخاب کنيد که موضوع آن و کلمات اشعارش براي کودک جذاب باشد. کودکان کم سن به خصوص با ترانه هاي همراه با حرکت (مانند قطار بازي)، بازيهايي که با شعر خواني انجام ميشود (عمو زنجير باف، گرگم و گله ميبرم) ، ترانه هايي از برنامه هاي محبوبشان و اشعاري که دربر دارنده موضوعات زير باشد لذت ميبرند:

 

    نام خودشان

    کلمات بي معني، خنده دار و موزون

    خانواده و دوستانشان

    احساسات

    طبيعت و فصلها

    تعطيلات

    فعاليتهاي مدرسه

    بدن انسان

    حيوانات

 

فراموش نکنيد که هرچند ترانه هاي کوتاه براي کودکان جذاب تر است، اما اشعار پرسش و پاسخ يا داستانهاي موزون طولاني تر هم برايشان جذاب است. سوال و جواب در ترانه خواني، جنبه منطقي ذهن کودک را نيز تقويت ميکند.

 

يک عنصر کليدي ديگر که هنگام انتخاب موسيقي براي کودکان، توجه داشتن به تناسب ميان کلمات و ملودي ترانه است. معني کلمات بايد در سبک موسيقي منعکس شده باشد. جمله بندي اشعار و ملودي نيز بايد همزمان و منطبق بر يکديگر باشد. در واقع کلمات و ملودي بايد مانند آستر و رويه، يکديگر را کامل کنند.

 

به ياد داشته باشيد که يکي از اساسي ترين اهداف موسيقي، غني کردن زندگي کودک از طريق تجربيات موسيقايي او و کمک به پرورش حس زيبايي شناسي اوست. وجود يک برنامه متعادل در کنار ساير فعاليتهاي زندگي کودک ميتواند بسيار رضايت بخش باشد و پرداختن به موسيقي نبايد به شکل يک وظيفه اجباري و زجر آور به او تحميل شود.